Monster

ادامه P5
بقیه‌ی نیروهاشون هم روی هیونجین تمرکز کرده بودن
نیروهای هیونجین برای اینکه حمله خیلی غیر منتظره بود طول می کشید تا از پناهگاه به سمت خونه حرکت کنن
وقتی که همه نیروها شما دوتا رو محاصره کرده بودن یهو یه مردی که بهش میخورد همون کانگ شی یونگ باشه اومد سمتتون
هیونجین:کانگ شی یونگ،ا/ت رو ول کن،تو مشکلت  با منه لعنتی
شی‌یونگ:خب خب خب،مستر هوانگ عاشق پیشه رو داریم اینجا،هنوز که اول راهیم که،حالا حالاها مونده تا جشن شروع شه
اومد سمت هیونجین و پاشو روی زخم کتفش گذاشت که صدای ناله و داد دردناک هیونجین تا آسمونا رفت
شی یونگ:آخی،درد داره؟(با شدت بیشتری فشار داد) الان چی ؟الان اوکیی؟
_ولش کن حرومزاده!
به سمتت برگشت،با یه نگاه کاملا متعجب و عادی
شی یونگ:این اون گربه وحشی کوچولوته؟
به سمت اومد و با پَستی تمام انگشت شست‌اش رو روی لبات کشید و توهم سرتو تکون میدادی
شی یونگ:هوممم،برای یکی دوشب عالی ای،یه گربه وحشی رام نشده،خودم رامت میکنم
هیونجین:کثافت حرومزاده!
به سمت تو و شی یونگ خیز برداشت که مساوی بود با درد و خون ریزی بیشتر زخم شکمش
_حتی حاضر نیستم یه تار موی گندیده هیونجینو با حیوونی مثل تو عوض کنم،پست فطرت!
عصبانی فریاد کشید:اخه اون هیولای ترسناک حال بهم زن ...
حرفشو با دادی که زدی قطع کردی
_خفه شو،حواست باشه چی از اون دهنت در میاد،اگه هیولا باشه،اگه خون‌آشام باشه،اگه هر موجودی که میگی باشه،به صدتا از تو بهترون نمیدمش،اگه اون یه هیولاست،هیولای منه،مرد منه فهمیدی؟
با چکی که بهت زد شوری خونو تو دهنت حس کردی
هیونجین داشت تقلا میکرد و فحشش میداد تا بیاد متوقفشون کنه اما با نیروهای اون فرد نتونست کاری از پیش ببره
شروع کردن به بی رحمانه کتک زدنت و هیونجین هم داشت عذاب می‌کشید که تورو توی اون وضعیت می‌دید ولی هیچکاری نمیتونست انجام بده
سرت پایین بود و داشتی کتک میخوردی،که یهو یه کلتی روی زمین دیدی
بعد اینکه کتکت تموم شد نامحسوس کلتو برداشتی و به سمت هیونجین رفتی
و یهو به سمت شی یونگ شلیک کردی اما قبل اینکه بخواد بیفته زمین به هیونجین یه شلیک کرد
کانگ شی یونگ روی زمین افتاد و نفسای آخرشم کشید
با جیغی که زدی به سمت هیونجین رفتی و دستتو روی زخمش گذاشتی
_هیونجین،هیونجین منو نگاه کن،منو نگاه کن،چشماتو نبند
هیونجین لب زد:قشنگ من،قدرتمو ازم گرفتن،دیگه قدرت قبلو(سرفه کرد)...ندارم
_هیونجین،برام قدرتت مهم نیست،فقط کنارم باش،نگاهم کن،باهام حرف بزن،فقط چشماتو نبند
دست آغشته به خونشو اورد بالا،صورتتو ناز کرد،صورتت خونی شد،دقیقا عین یه تابلوی نقاشی
هیونجین:چشم تیله ای من،مراقب خودت باش،ببخشید که نتونستم برات زندگی ای که لیاقتت بود رو (سرفه) فراهم کنم
_هیونجین نه،نگو این حرفارو،تو هنوز باید بمونی،من هنوز برای تو نشدم،من هنوز با تو خیلی چیزا رو تجربه نکردم،من آرزومه ازت مادر بشم،هیونجین جرئت نکن چشماتو ببندی
چشماشو بست،با صدای بلندی به گریه کردن ادامه دادی
_نه نه نه نه هیونجین نه تروخدا نه
قطره اشکات روی گونه‌ی خونی هیونجین مینشستن
به دور و برت نگاه کردی،پر جسدایی که هیچ جونی نداشتن،اونور جیمزو دیدی،خسته و بی رمق
به سمتش رفتی
_مگه خون‌آشاما جاودان نیستن؟باید یه راهی برای نجاتش باشه دیگه؟
جوابی نداد،عصبانی شدی و به سمتش رفتی و یقشو گرفتی
_جوابمو بده،باید یه راهی باشه،هیونجین نباید منو اینجوری تنها بزاره
جیمز:راستش...
دیدگاه ها (۲۵)

P6جیمز:راستش...یه راهی هست...ولی مطمئنم اگه آقا به هوش بیان ...

ادامه P6._جانم؟بدون حرف اضافه ای بوسه ای رو شروع کرد،از شوق ...

Monster

Monster

تریلر متنی فصل دوم خون اشام عاشق؟:تو انسانی نباید با هیونجین...

خون آشام تشنه به خون پارت ششم ته یونگ بعد چند دقیقه نگاه کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط